جان آپدایک در حوالی زندگی و هنرش

جان آپدایک در حوالی زندگی و هنرش
جان آپدایک _ پیرمردی که همیشه در عکس‌هایش دست‌ها را تکیه‌گاه سرش می‌کرد و با موهای سپید به جایی دوردست خیره می‌شد و لبخند می‌زد _ بالاخره از اسب پیاده شد. هر چند که پیش از این در مصاحبه اش گفته بود: «من هنوز دوست دارم به کارم ادامه بدهم. من هنوز عاشق کتاب‌هایی که چاپ می‌شوند، هستم».

جان آپدایک در حوالی زندگی و هنرش

جان آپدایک _ پیرمردی که همیشه در عکس‌هایش دست‌ها را تکیه‌گاه سرش می‌کرد و با موهای سپید به جایی دوردست خیره می‌شد و لبخند می‌زد _ بالاخره از اسب پیاده شد. هر چند که پیش از این در مصاحبه اش گفته بود: «من هنوز دوست دارم به کارم ادامه بدهم. من هنوز عاشق کتاب‌هایی که چاپ می‌شوند، هستم».
جان آپدایک در حوالی زندگی و هنرش